امروز بیشتر وقت تو خودم بودم حوصله هیچکس و هیچ چیز رو نداشتم فقط غرق رویا بودم یه مرتبه با خودم گفتم آخرش که چی؟ چقدر دیگه باید التماس کرد؟ چقدر باید....به این نتیجه رسیدم دوست داشتن و احساس رو باید بدون دیدن باور کنم و به اون عادت کنم. بالاخره اون مدتهاست دور از من شده و با واقعیت هم نمیشه جنگید باید با خودم کنار بیام و قبول کنم.
تصمیم گرفتم از فردا لذت زندگی اونجوری که خودم میخوام در کنار دوست داشتن تو فقط تجربه کنم به خودم برسم دست دلمو بگیرم ببرمش گردش روزگار غذای مورد علاقه شود براش بخرم
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی


دلم برای روزهای عید تنگ شده…
برای آن روزهایی که خبری از جنگ نبود...
برای بوی بهار که از پنجرهها میآمد برای خندههای سادهی دور سفرهی هفتسین، برای لحظهای که سال نو میشد و دلها بیبهانه مهربانتر بودند...
دلم برای آن حس تازه شدن با تو تنگ شده
برای وقتی که امید مثل شکوفههای بهاری آرام آرام در دل آدم مینشست…
عیدت مبارک ......
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
میدونم سرت شلوغه، میدونم آدم گاهی خسته و بی حوصله میشه
اما من دلم برای قدیمها تنگ شده؛
برای وقتی که حتی کوچکترین حرفم برات مهم بود
و نبودنم را از بودنم بهتر حس میکردی.
حالا اما…
من موندم وفهم دقیقِ همین بیحوصلگی و خستگی
فهمی که کاش نداشتم.......
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
انگار واقعا در سراشیبی زندگی قرار گرفته ام گاهی فکر می کنم به سوت پایان نزدیک می شوم بعد از من چه خواهد شد.........
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
ما قسمتی از روح خودمونو به همدیگه دادیم، بخاطر همین غم و رنجی که تو داری قلب منم نشونه میگیره.
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
تنها دلیل دووم اوردن من بین این همه فشار و سختی تویی؛ تویی که هرجا کم میارم چشمامو میبندم و به اون خنده ی قشنگت فکر میکنم. خودمو تو بغلت تجسم میکنم که داریم خوشحالی میکنیم.
شاید ندونی ولی فکر کردن به تو هم ارومم میکنه. پیش مرگ تو شدن برام اسونه فقط تو
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
هرروز صبح که چشم باز می کنم اولین چیزی که به ذهن م میرسه اونیه که 15 ساله دوسش دارم.
با شور وشوق پیام صبح بخیر بهش میدم گرم و صمیمانه. کلی قربون صدقش میرم و به همین هم راضیم که مینویسه:
سلام صبحت بخیر و شادی به همین سادگی و خوشمزگی و من باز کلی احوالشو بپرسم و دورش بگردم
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
دوست دارم با تموم وجودم تا اخرین نفس عمرم چه آرامشی در من است وقتی با منی دور نشو مرا از من نگیر من حوالی " تو " بودن را دوست دارم
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
هیشکی مثه تو حالِ منو نمیدونه احوالمو
صبح به صبح که پا میشه چشام با تو خوب و خوشحالمو
با تو میشه پروانه شد و به گلا بوسه زد
بودنتو هی جشن گرفت تا هفت هشت روز بعد
با تو میشه تا صبح قیامت بنویسم از عشق
اینقده تو خوبی که اصن من دیگه نمیام به چشم
خنده هات علاجه مرضِ درد لاعلاجه منه
قهقهه بزن قربون چشات پیشتم نباشه غمت.....
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
کم پیش میاد دلتنگیای ادم شیرین باشه
چند روزه احساس دلتنگی شدیدی می کنم و اروم و قرار ندارم
دیشب خواب دیدم عمرم سر اومده. نگران هیچی نبودم بجز اونی که دوسش دارم
اونی که همه زندگیم شده و سالهاست نفس م به نفس ش بنده
اگه ی روز تو این دنیا نباشم فقط نگران اونم و هیچکس.......
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی
باید بهار بود زیبا و با طراوت شاداب مثل گل از سرما و خزان نترسید و مقاوم ماند و منتظرنسیم بهارایستاد ............................................
برچسب:
نویسنده: امیر هاشمی