خرید بک لینک
امروز بیشتر وقت تو خودم بودم حوصله هیچکس و هیچ چیز رو نداشتم فقط غرق رویا بودم یه مرتبه با خودم گفتم آخرش که چی؟ چقدر دیگه باید التماس کرد؟ چقدر باید....به این نتیجه رسیدم دوست داشتن و احساس رو باید بدون دیدن باور کنم و به اون عادت کنم. بالاخره اون مدتهاست دور از من شده و با واقعیت هم نمیشه جنگید باید با خودم کنار بیام و قبول کنم. تصمیم گرفتم از فردا لذت زندگی اونجوری که خودم می‌خوام در کنار دوست داشتن تو فقط تجربه کنم به خودم برسم دست دلمو بگیرم ببرمش گردش روزگار غذای مورد علاقه شود براش بخرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:54

عید بی تو

دلم برای روزهای عید تنگ شده…
برای آن روزهایی که خبری از جنگ نبود...
برای بوی بهار که از پنجره‌ها می‌آمد برای خنده‌های ساده‌ی دور سفره‌ی هفت‌سین، برای لحظه‌ای که سال نو می‌شد و دل‌ها بی‌بهانه مهربان‌تر بودند...
دلم برای آن حس تازه شدن با تو تنگ شده
برای وقتی که امید مثل شکوفه‌های بهاری آرام آرام در دل آدم می‌نشست…

عیدت مبارک ......

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: چهارشنبه 17 تير 1405 ساعت: 9:05

میدونم سرت شلوغه، میدونم آدم گاهی خسته و بی حوصله میشه

اما من دلم برای قدیم‌ها تنگ شده؛

برای وقتی که حتی کوچک‌ترین حرفم برات مهم بود

و نبودنم را از بودنم بهتر حس می‌کردی.

حالا اما…

من موندم وفهم دقیقِ همین بی‌حوصلگی و خستگی

فهمی که کاش نداشتم.......

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 11:13

انگار واقعا در سراشیبی زندگی قرار گرفته ام گاهی فکر می کنم به سوت پایان نزدیک می شوم بعد از من چه خواهد شد.........

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:47

«آدم مهربون همونیه که بی‌هیاهو حواسش به دلت هست امنیتو با حرفاش بهت میده❤️مهربون‌ها همیشه یه جوری مراقبن که تازه وقتی نیستن می‌فهمی چقدر بودنشون ارزش داره.

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:47

ما قسمتی از روح خودمونو به همدیگه دادیم، بخاطر همین غم و رنجی که تو داری قلب منم نشونه میگیره.

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 13:47

تنها دلیل دووم اوردن من بین این همه فشار و سختی تویی؛ تویی که هرجا کم میارم چشمامو میبندم و به اون خنده ی قشنگت فکر میکنم. خودمو تو بغلت تجسم میکنم که داریم خوشحالی میکنیم.
شاید ندونی ولی فکر کردن به تو هم ارومم میکنه. پیش مرگ تو شدن برام اسونه فقط تو

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: پنجشنبه 8 شهريور 1403 ساعت: 16:03

ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: پنجشنبه 8 شهريور 1403 ساعت: 16:03

وقتی کسی رو که میخوای کنارت نیست حال و هوای جمعه ها خوب نیست .

کنارم که باشی روزها اصلا نیاز به نام و نشونی نداره همش میشه روز های تازه

خیلی دلم میخواد کنارت باشم هر لحظه عشق دور از من

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 12:46

هرروز صبح که چشم باز می کنم اولین چیزی که به ذهن م میرسه اونیه که 15 ساله دوسش دارم.

با شور وشوق پیام صبح بخیر بهش میدم گرم و صمیمانه. کلی قربون صدقش میرم و به همین هم راضیم که مینویسه:

سلام صبحت بخیر و شادی به همین سادگی و خوشمزگی و من باز کلی احوالشو بپرسم و دورش بگردم

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 12:46

تو پناهگاه منی، میتونم روت حساب کنم و وقتی سرمو میزارم روی پاهات به هیچی فکر نکنم. میتونم از همه کارایی که کردم پیشت حرف بزنم و قضاوت نشم، میتونم هرچی هست رو همونجوری بهت نشون بدم و نگران عوض شدن دیدگاهت نسبت به خودم نباشم. میتونم دردامو بهت بگم و دست مهربونت رد شور اشک رو گونه هامو پاک کنه؛ میتونم بهت اعتماد داشته باشم، من پیش تو میتونم خودم باشم همونی که تاریکه، شکستهاس و تورو خیلی دوست داره. مرسی که هستی.دوست دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 12:46

دوست دارم با تموم وجودم تا اخرین نفس عمرم چه آرامشی در من است وقتی با منی دور نشو مرا از من نگیر من حوالی " تو " بودن را دوست دارم

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 مرداد 1403 ساعت: 19:10

هیشکی مثه تو حالِ منو نمیدونه احوالمو
صبح به صبح که پا میشه چشام با تو خوب و خوشحالمو
با تو میشه پروانه شد و به گلا بوسه زد
بودنتو هی جشن گرفت تا هفت هشت روز بعد
با تو میشه تا صبح قیامت بنویسم از عشق
اینقده تو خوبی که اصن من دیگه نمیام به چشم
خنده هات علاجه مرضِ درد لاعلاجه منه
قهقهه بزن قربون چشات پیشتم نباشه غمت.....

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: دوشنبه 22 مرداد 1403 ساعت: 15:16

کم پیش میاد دلتنگیای ادم شیرین باشه

چند روزه احساس دلتنگی شدیدی می کنم و اروم و قرار ندارم

دیشب خواب دیدم عمرم سر اومده. نگران هیچی نبودم بجز اونی که دوسش دارم

اونی که همه زندگیم شده و سالهاست نفس م به نفس ش بنده

اگه ی روز تو این دنیا نباشم فقط نگران اونم و هیچکس.......

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: يکشنبه 14 مرداد 1403 ساعت: 15:30

باید بهار بود زیبا و با طراوت شاداب مثل گل از سرما و خزان نترسید و مقاوم ماند و منتظرنسیم بهارایستاد ............................................

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 12:33

صفحه بندی