خرید بک لینک

سلام ننوشتن من برای اینه که در تو غرق شدم. باور نمیکنی

حال خوشی دارم که هیچکس توی دنیا نداشته و نخواهد داشت.

یه حس خوب. چند سال پیش اون سر دنیا شب نشستم کنار ساحل

ادما رنگ ووارنگ در حال خوش گذرونی بودن. یه نفر اونطرفتر داشت

بالن های 1 مانندی رو میفروخت و می گفت هرکی ارزویی داره با

این بالن بفرسته پیش خدا.

یکیشو خریدم یه شمع کوجولو روشن کرد و کم کم اماده پرواز . من پیش

خودم ارزو کردم.: خدایا کاری کن که منو از ته دلش دوست داشته باشه و

همیشه براش مایه ارامش باشم. اون بالن کاغذی قرمز رنگ به پرواز درومد و

رفت به اسمون. با چشمم تو تاریکی شب تا اونجایی که می شد دنبالش کردم تا

رفت دور دورا....... من مونده بودم و یاد او و صدای موج ارام اب دریا.............

دیشب و امروز با تموم وجودم فهمیدم او ارزوم به دست خدا رسیده.

بی نهایت دوستت دارم. بابت همه چیز ممنون و مدیونتم..........

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:49 توسط | نظرات

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 12:28 توسط  | 

برچسب: نویسنده: امیر هاشمی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 16:49

صفحه بندی