
تو پناهگاه منی، میتونم روت حساب کنم و وقتی سرمو میزارم روی پاهات به هیچی فکر نکنم. میتونم از همه کارایی که کردم پیشت حرف بزنم و قضاوت نشم، میتونم هرچی هست رو همونجوری بهت نشون بدم و نگران عوض شدن دیدگاهت نسبت به خودم نباشم. میتونم دردامو بهت بگم و دست مهربونت رد شور اشک رو گونه هامو پاک کنه؛ میتونم بهت اعتماد داشته باشم، من پیش تو میتونم خودم باشم همونی که تاریکه، شکستهاس و تورو خیلی دوست داره. مرسی که هستی.دوست دارم بخوانید...
ادامه مطلب
دردایی توی این دنیا هست که حتی نمیشه گفت به کسی هیچکس هم نمیبینه فقط باید درد کشید تا ابد.......................و نداشتن تو دردی ابدی ست برای من + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10:10 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
دوباره پاییز شد و اذر از راه رسید با یه دنیا خاطره. 6 سال گذشت اومدیم تو سال هفتم. عدد هفت همه جای دنیا مقدس و خوش یمنه. دوست دارم مثل گل همیشه بهار ...
ادامه مطلب
بیاجایمان راعوض کنیم من آنهمه نیایم تواین همه منتظرباش نه بگذریم من طاقت دردکشیدنت راندارم . ...
ادامه مطلب